سَحّر عُيونی!

ما خبر مرگمون امروز امتحان داشتیم34.gif....خب ملت که امتحان دارن چه شکری میخورن؟!..درس میخونن دیگه!..ما هم مثل بقیه انسان ها هی یکی زدیم توی سر خودمون یکی زدیم تو سر جزوه و رفتیم سر جلسه...5 تا سوال بود که بازدهی من نسبتا خوب ارزیابی شد اما تا سوال آخرش که یه مسله ای بود من نصفه حلش کردم...البته خب فرشید خان هم جنب بنده حضور گرم و پر شوری داشتند20.gif...خلاصه!یه پسره هست که من خیلی ازش بدم میاد از این مدلاست که همش از استاد آویزونه و همون موقع این اومده بود از استاده سوال کنه و کاملا ماها رو ماسکه کرده بود و توی دید نبودیم...ما هم با در آوردن صداهای نا مشخصی که در حیات بشر فقط یک بار شنیده شده اونم معلوم نشده چی هست از فرشید تقاضای کمک بلاعوض نمودیم...و اون خنگ خدا هم برگه امتحانشو چپکی کرد که من ببینم!19.gif..یعنی بعد از دو سال نمیدونه که من نمی بینم!بابا من کورم چرا نمیفهمی تو؟!12.gif....بلاخره دیدیم چاره ای نیست این نمیفهمه من قدرت بیناییم اندازه خفاشه..عینکمو از توی کیفم درآوردم و شروع کردم به مشاهده برگه فرشید خان!....بعدشم با کمال افتخار و سربلندی و عزت نفس و پایداری وملاحت و زیبایی و بزرگواری برگمو دادم و اومدم بیرون!04.gif....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خلاصه!...این پسره خنگول اومد بیرون بهش میگم دستت درد نکنه که تقلب دادی و دمت گرم و اینا....یه مدتی که در حیاط دانشگاه حرکت کردیم یه مرتبه واساده میگه:هـــــــِـــــــــه!11.gif....اشتباست!11.gif...باید به جای 60،120 میذاشتم توی فرمول!34.gif..غلط حل کردم!هرت هرت هرت18.gif!...آقا مارو میگی؟!12.gif..عین اینکه بهمون دکلته قرمز بپوشونن ولمون کنن وسط گروه معارف!...آخه من از دست این چیکار کنم؟!هان؟!اون از دینامیک حل کردنش اینم از عدد گذاریش توی فرمول!....ای خدا!آخه چرا همه دوروبری های من خنگن؟!17.gif

 

پنجشنبه عصر ما خسته و کوفته از دانشگاه اومده بودیم در منزل و در حال تبریک گویی به مناسبت ولادت با سعادت دختر خالمون بودیم که ناگهان بهزاد زنگ زده میگه:هوی نیما!بدو بیا دم آتش نشانی!!31.gif....حالا ما وسط کِل کشون تولد و بوق زنون و کیک خورون مجازی،داریم فکر میکنیم که چطور شده آیا؟!...بهزاد خودسوزی کرده؟!خونشون آتیش گرفته؟!قراره جایی رو آتیش بزنن از من میخواد برم واسم دم در اتش نشانی جلوی ماشیناشونو بگیرم که ماموران به محل حادثه نرسن؟!دوست دختر بهزاد انگشتش توی سوراخ سد گیر کرده و کرخت شده؟!... خلاصه در لجنزار افکار پلید خودمون داشتیم دست و پا میزدیم که گفت:ده بهت میگم بدو!میخوایم بریم کنسرت!!...بهش میگم کنسرت چی هست؟!میگه نمیدونم!تو فقط بیا دم آتش نشانی سر میدون تا من بیام دنبالت!20.gif

خلاصه ساعت 5 بود که ما به هم رسیدیم و سوار نشده گازشو گرفت و ده برو که رفتیم!....اول گفتم این داره منو میدزده ببره بکشه یه جا توی بیابونا خاکم کنه که اینجوری میره،نگو چی شده بوده؟!هیچی کنسرت توی دانشگاه صنعتی بوده ساعت 5.5!حالا کنسرت چی هست اصلا؟!...کنسرت گروه دانشجویان!...حالا ما دیدیم بلاخره بهتر از هیچی که هست اما اگه زنده برسیم!13.gif...همچین نوک دماغ منو با سپر ماشین جلویی مماس میکرد که هر آینه آدم حس میکرد که روی موهای سر راننده ماشین جلویی نشسته میخواد تخم بذاره!!..اما خب خیلی کیف داد خوش گذشت!..دوستاشم آدمای جالبی بودن همشون از این تیریپای فرهنگی هنری عین خودش!...خوشم میاد این بشر فهمیده و با فرهنگه!..کنسرته هم بدک نبود توش کلی ویولون داشت من کلی ذوق کردم واسه خودم..بهزاد هم هی میگفت چشاتو ببیند و گوش کن بهت آرامش میده اما خب این آرشه ویولون ها که با هم تکون میخورد باحال تر بود و صد البته حواشی کنسرت هم از خودش جذاب تر بود حیف بود آدم چششو ببنده!03.gif..

خلاصه که ما هفته دیگه سه تا امتحان میان ترم دیگه داریم و کلی زندگی زیباست و همه چیز عالیه و من الهی قطعه قطعه بگردم براتون و سپس له شوم در مولینکس!....سی یو!03.gif

 

 

/ 54 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Asal e Talkh

ببين درسته که من خنگم اما به خدا تقصیری در ۲برابر شدن کامنت ها نداشتم به جون آقام. خودت درستشون کن.

Asal e Talkh

آخه مردی که می ره کنسرت مرد زندگيه ؟!؟! مردی که از دکلته ی سرخ خ خ سخن به ميان می آوره مرده؟!!! اين رو از کجا ديدی ياد گرفتی بی صاحاب شده ؟!!!!

یلدا

به خدا فقط يک ساعته فقط دارم ميخندم.. زشته بابا نميگن اين دختره مشکل داره.. آخه مردم که نميفهمن که من دارم جفنگيات ميخونم... راستی يه چيزی بابا اين وبلاگ رو بعد از آپديت کردن پينگ بنما تا من وقتی تو آپ ميکنی بفهمم خب بيام زودتر برسم جفنگ بخونم.. يادت نره دفعه بعد حتما پينگ کن

ديوونه عاشق

به ديوونه ميگی عاقل باش؟ می بخشی که اينجا نظر ميدم!

ديوونه عاشق

ببخشيد مگه اسباب بازيه که اون بازی کنه باهاش بعد بندازتش دور و من بدبخت برم بگيرمش؟ ميشه؟ ممنون از نظرت! خوش باشی