مناسبات نامه!

ساعت 5 عصر:

مسافرین پرواز شیراز لطفا به سالن بازرسی مراجعه فرمایید...دینگ دینگ دینگ!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ساعت 5.5 عصر:

مسافرین پرواز شیراز!هر چه سریعتر و خیلی زود برید توی سالن بازرسی!

ساعت 6 :

مسافرین شیراز!مگه من بهتون نمیگم برید توی سالن بازرسی؟!هان؟!12.gif..آهای...آره خودت.. همین شما که بغل سطل آشغال واسادی...ده مگه نمیگم برو توی سالن بازرسی؟!!!ده هه!
ساعت 6.5:

ضمن پوزش از تاخیر 1ساعتی پرواز شیراز،مجددا اعلام میکنم که اگه نرفتید توی سالن بازرسی من دیگه راهتون نمیدم!..گفته باشم!!!

ساعت 7:

مسافرین پرواز شیراز،احتمالا شماها 8 میپرید!!...آقا شما که هنوز بغل سطل آشغال واسادین که!حتما باید باهاتون برخورد کنم؟!خب برو توی سالن بازرسی الان پرواز میره !مرتیکه احمق!..دینگ دینگ دینگ!

 

خلاصه!..جونم براتون بگه که پرواز ما قرار بود ساعت 5.5 عصر به وقت محلی برگزار بشه اما به دلیل پنچر شدن هواپیما دو ساعت تاخیر داشت و در طی این دو ساعت توسط خانومه و اعلامیه هاش شکنجه روانی میشدیم و از طرف خود ایران ایر هم برای عذرخواهی هی بهمون آب سیب میدادن تا از لحاظ جسمانی هم شرایطمون نا مساعد باشه!26.gif...خلاصه که ما حدود 9 وارد شیراز شدیم و مشاهده نمودیم که یک عده خبرنگار و فیلمبردار و گروه کارگردانی دارن ازمون توی سالن تحویل چمدونا فیلم میگیرن!14.gif...با خودمون گفتیم عیالمون که از این عرضه ها نداره؟!داره؟!..ده نداره!....خانوم عیال هم طبق یک نیمچه قراری که از قبل توسط ذهن خلاق من برنامه ریزی شده بود و توسط ذهن فاسد ایران ایر گند زده شده بود توش،قرار بود که بیاد فرودگاه و برای اولین بار پدر بچه هاشو ببینه!20.gif....منم که کور!05.gif...اولین نفر رفتم توی این سالنه و هی سعی کردم نگاه کنم ببینم کسی شبیه عیالم دیده میشه یا نه اما این فیلمبردارا مگه میذاشتن؟!..بلاخره با رد و بدل کردن مقادیر متنابهی اس ام اس تونستیم عیال رو ردیابی کنیم که دقیقا مجاور یه دونه از این ذرت فروشیا واساده بود و با ولع داشت ذرت میل میفرمود و در حالی که از کوچیک بودن قاشق گله داشت به سمت من لبخند پرتاب مینمود!04.gif...خلاصه!...عین اینا که میرن زندان عیادت زندانی از پشت شیشه میخواستیم حرف بزنیم اما خب نمیشد که!این بود که عین خل ها چشم تو چشم هم باز اس ام اس میزدیم!!!31.gif

بعدشم که چمدون من اومد و اومدیم بیرون و عیال رو زیارت کردیم و بعدشم از خدومتشون مرخص گشتیم و رفتیم هتل و با کمال وجاهت مشاهده نمودیم که خاله و جناب دختر خاله و آقای پسرخاله که با اتوبوس اومده بودند بالغ بر 1 ساعتی شده بود که توی اتاق هتل جا خوش کرده بودند و ای ایران ایر مرگ بر تو و ای وای بر تو و ای خاک تو سرت که پنچر میشی!!19.gif
خلاصه!(حالا هی میگم خلاصه)...ما قرار بود 3 روز شیراز باشیم اما به دلیل تعجیل خاله جان تقریبا همون روز اول کل شیراز رو گشتیم و کلی هم خوش گذشت!...فقط مشکل عدیده جناب پسر خاله مستطاب بودند که نه تنها ظهر ها خواب رو از چشمان ما میربودند و تشریف میبردند توی حموم و دوش حموم هتل رو به سمت در و دیوار و چراغ میگرفتند و آب تا لبه تختخواب من بالا میومد و من نه تنها عین سرندی پیتی روی آب شناور میموندم،بلکه شب ها هم تا ساعت 2 به غیبت فک و فامیل میگذشت(چون ماشالا هر دوتا خاله زنک و فضولیم!) و بعدشم که مثلا قرار بود بخوابیم ایشون توی خواب از دست مامورا و عنکبوتا و آدمخوارا فرار میکردند و داد و هوار که:آی عنکبوته اومده رو سرم و اینا!18.gif

چی؟!..آثار تاریخی؟!....راستش ما فقط تخت جمشید رو دیدیم!...قبر حافظ و سعدی که رفتیم در همون لحظات اول پشتمونو(مودبانشو گفتم)کردیم به قبر منور این عزیزان و با دوربین موبایل اونو دوربین دیجیتال این و دوربین سه پایه دار اون یکی و دسته جمعی و تکی و پرتره و هنری مشغول عکاسی میشدیم و بعدشم که خاله اعلام میکردند که دیر شده و ما الان یک عالمه وقته که توی قبر حافظیم(حتی بیشتر از نیم ساعت!اوووه!18.gif).....

و اینجوری!...اما جاتون خالی بود خیلی خوش گذشت اما بازم متذکر میشوم که شیراز اندازه یه وجب از پارکای اصفهان هم درخت نداره!...و ای دل هموتو بسوزه که توی اصفهان زندگی نمیکنین و رودخونه هم ندارین اصلا و حتی این همه درخت هم نداره شهرتون!09.gif

 

خلاصه(باز گفت!ده مرتیکه هی نگو خلاصه)...امروز که گذشت یعنی 25 تیرماه سالروز ولادت با سعادت یگانه اختر تابناک عالم علافان و بیکاران پرشین بلاگی،دینگالیگای حقیر میباشد که  وارد سومین سال فعالیت ننگین و شرم آور و رقت بار و نفرت انگیز خودش میشه و ما هی میخوایم درشو تخته کنیم رومون نمیشه!35.gif35.gif....و سه روز بعدشم که ولادت با سعادت خودمه(یوم الله 28 تیر ماه!) و وارد بيست و يکمين سال زندگی زیبا و گوگولیمان میشویم و همچنان بویی از آدمیت نبردیم و همچنان یشاپیش از هدایای نفیسی که به سمت من پرتاب میکنید متشکرم و از خداوند متعال خواستار علو درجات برای شما و خاندان گهربارتان میباشم!10.gif

خلاصه!!....همین دیگه.له بشم فراوون و مرتب با دوره تناوب کاملا منظم هی تیکه تیکه بشم و هی قربونتون برم و اینا!07.gif....تا بعد03.gif

 

/ 75 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
britney

خودتم آپ کن زودتر

britney

ما منتظر آپ تو هستيم هيج جا نمی ريم همين جا هستيم

پدرام گودرزی

دايی منم با بيريتنی موافقم تازشم يه کاره واجبم باهات دارم دايی شمارتو اصلآ زود باش بهم بده

mehrnoosh

دسته گل محمدی به شهر ما خوش آمدی !

یلدا

بابا زودتر خبر ميدادی بعد از ده يازده روز تاخير تولدت مبارک. بايد به مناسبت تولد تو اسمش رو بذارن روز مرد... به هر حال تولد وبلاگت هم يه جورائييی خيلی مبارک. انشالله بی صاحاب شه نه نشه.. ببخشيد کلمه در دهانم چرخيد. به هر حال ..... تولدت مبارک ديگه بسته چقدر تولدت رو تبريک بگم رو دل ميکنی. از طرف ما به عيال جان سلام ميرسوندی بچه ها رو هم ببوس.. بای بای...

حاجی

شک ندارم که يه بلايی سرت اومده ! غیبتت اسفناک طولانی شده ! نیما جان زنده ای آیا ؟

مهتاب

خولاصه من دارم کیف میکنم با توشته هاتو و هنوزم آی کیوم قد نداده این عیال چه نسبتی با دینگالیگا داره ! من که باهوشم اما خب به مغزم نمیرسه ![عینک]