پله پله تا ملاقات خدا

پرده ی اول:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

*خب بچه ها!از الان هر کس حرف بزنه یا شلوغ کنه من دیر تر از همه میذارم از کلاس بره بیرون13.gif!

.....

*اصغر زاده!واسه چی اینقدر زل زدی به من19.gif؟

_ خانوم اجازه..میشه بریم آبخوری01.gif؟

*نخیر!مگه نگفتم اجازه نگیرید12.gif؟!

_خانوم آخه میریزه15.gif

*خیلی خب بیا برو34.gif...هر کس خواست میتونه بره دسشویی اما نه اینکه بره آب خوری ها!زنگ نزدیکه01.gif

(نصف بیشتر کلاس باهم):خانوم اجزه!ما بریم دسشویی؟..خانوم خیلی واجبه!..خانوم توروخدا!....04.gif

پرده دوم:

*ببینید بچه ها..شما الان دیگه یه مقطع اومدین بالاتر...الان اینجا دیگه مثل دبستان نیست که ..خیلی فرق داره31.gif..مثلا دبستانتون دیواراش سبز بود اینجا آبیه!..شما باید به قوانین مدرسه راهنمایی توجه کنید خیلی...شما بزرگ شدید خبر مرگتون...ده هه!..این موهاتونم اگه مثل این  جعفری فقط دورشو بزنید اصلا فایده نداره12.gif...مجبور میشیم بفرستیمتون برید روشم مثل دورش کنید تا یه دست شه...مثلا بهترین نمونه همین کله ی ملک احمدی..بیا اینجا همه ببیننت ملک احمدی جان10.gif..(ملک احمدی میاد میره جلو،کلش کچل از ته!با 5 زده!کل کلی هم شده موهاش!)

پرده سوم:

*خب آقایون..شما الان دیگه وارد یه دوره جدیدی از زندگیتون شدید..این دبیرستان یکی از بهترین دبیرستانهای منطقست...اینجا ما آبرو داریم..شما نمایندگان تک تک مسولان این مدرسه در خیابان،در محل،در شهر،در کشور،...و در کهکشان راه شیری هستید.مبادا یه وقت حرکتی از شما سر بزنه که در شان یک دانش آموز این مدرسه نباشه ...شما باید یه پارچه آقا باشید.14.gif..

_باشه آقا21.gif!

*صلوات!

..

_بچه ها قیافشو دیدین18.gif؟!...

هه هه هه!.

.شبیه گروهبان گارسیا بود!...

میگم دفعه بعدی وقت یاومد توی کلاس حرف بزنه هممون با هم بریم بیرون

نه اصلا خوب نیست نمیشه..کسی بلند نمیشه...بهتره تا اومد و شروع کرد باز دری وری بگه هممون با هم هــــــــوش کنیم04.gif!

میشه هم بالای در سطل آشغال بذاریم..البته تجربه ی موفقی نداشته تا حالا!همیشه از اونور در میفته پایین به جای اینور20.gif!..

..

پرده چهارم:

_چقدر خوندی؟

-من همه ی تستای کتاب آبی کانونو زدم13.gif..عصری هم رفتم کلاس مهندس معادله آبادی ...آخر دیفرانسیله..گفته تضمینی 90 با بالا میزنید09.gif.

_منم فردا با خانوم قدسی کلاس زبان دارم...گفته 100 نزنی پول نمیگیرم09.gif09.gif!
......چند ماه بعد:

-رتبت چند شد06.gif؟

_بابا من که خراب کردم34.gif!من که گفته بودم میخوام برم از ایران که!آخه اینجا که مملکت نیست که!تازه دیدی خودت که من اصلا و ابدا کلاس هم نرفتم..اصلا برام مهم نبود28.gif ...راستش مجاز نشدم..تو چی33.gif؟

-منم که گذاشتم واسه سال دیگه..اما بابام گفته شاید بفرسته برم هند یا اکراین...تازه آدم مدرکش خارجی هم میشه بهتره!مجاز شدم اما علی آباد هم قبول نمیشم...شاید اگه آزاد قبول بشم برم...

پرده پنجم:

*شما هم اکنون وارد عرصه جدیدی از زندگیتون شدید که باعث میشه ان شا ا.. به مدارج عالیه دست پیدا کنید...دانشجو به فردی اطلاق میشود که.......متوالی مشروط شوید اخراج میشودید و... کان لم یکن طلقی شده و...ضوابط دانشگاه را رعایت نموده و با برادران حراست....اساتید مجرب همواره آماده پاسخگویی....با آرزوی موفقیت برای یکایک شما عزیزان و دیدار مجدد شما در مراسم فارغ التحصیلی یک صلوات بلند ختم کنید!..الاااا.....محمد..و....

پرده ....:

بدون شرح!

 

/ 21 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
pargol

برده آخر از همه مهمتر بود اونم ميزدی آقا نيما.من که معتاد نوشته هات شدم....زت زياد!

baran

سلام دوست خوبم . خيلی قشنگ نوشته بودين مخصوصا پرده اخر ......

kimia

سلام!!!خوبی؟!مثل هميشه فوق العاده بود!!!اما کاشکی يک کم بيشتر ادامه ميدادی!!!ميگم ۱ فکری هم به حال چشم های ضعيف ما کن!!!نوشته هاتو BOLD کن ۱ کم درشت شه بشه خوندش!!!آپديت هم نيستم گفتم بگم که زحمت نکشی و بيايی!!!شاد باشی!کيميا!

aftabeh_be_dast

اره خبkimia راس ميگه هيچ متوجه نشده بودم واسه اينه که من سخ ميخونم ...

احمد از وبلاگ دو پشت كنكوري عاشق

سلام.آقا نيما من خيلي وقت پيش وبلاگ شما رو خونده بودم و چون خوشم اومده بود ذو هارد سيوش كرده بودم و الان هم لينك شما رو صفحه ما هست .اگر دوست داشتيد شما اهم لينك ما رو اضافه كنيد به صفحه تون.

britney

سلام خوبی واقعا خيلی با حال بود يک اثر کاملا رئال اصلا فکر کنم يه جورايی رئاليسم جادويی بود چون اخلاق معلما به اين خوبی نيست نکنه تو مارکزی با اسم نیما می نویسی راستی وای می بينم که همه رو معتاد کردی پس اون قاچاقچی معروف تو بودی اقا گوشی تلفن بديد من يه زنگ به ستاد مبارزه با مواد مخدر بزنم.

britney

راستی آپ کردم سربزن.