راههای رسيدن به خدا!

گام اول:شما دارید توی سر خودتون میزنید که از ماشین جلویی سبقت بگیرید...سه چهار تا لایی توپ میکشید و هی گاز میدین تا دور موتور 5 رو رد کنه...دقیقا همون لحظه ای که از بقل ماشینه رد میشین ساعت دلنگ دلنگ صدا میکنه و باید بیدار شید34.gif....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گام دوم:به زور از جاتون بلند میشین و میرید سر میز..چشماتون بستس اصلا نمیفهمید چی میگین یا چی میخورین!همش آرزو میکنید که زودتر برگردین توی دور مسابقه و برید ماشینه رو بگیریدنش!25.gif

گام سوم:هیچ آدم عاقلی ساعت 4 صبح دلش قورمه سبزی یا ماکارونی نمیخواد!در نتیجه به نون و پنیر پسنده میکنید و تقریبا یه صبحانه نصفه نیمه میخورید...وقتی ته بندیتون تموم شد با ذوق و شوق و چشمای نیمه باز برمیگردین توی رختخواب عزیز اما دقیقا در همون ثانیه ای که سرتونو میذارید روی بالش خواب از سرتون میپره و تا خود خود صبح با چشمای گرد شده و دوخته به سقف، بیدار شدن تک تک کلاغای روی درخت و گنجیشکا رو با گوشتون تماشا میکنین!!..31.gif

گام چهارم:یه ربع مونده به ساعت 7 خوابتون میبره که اونم واسه عمتون خوبه چون باید پاشید برید سر کارو زندگیتون!
گام پنجم:تا عصر ممکنه از تشنگی هلاک بشین یا هی توی مختون یاد همون قورمه سبزیه بیفتین و هی دهنتون آب بیفته اما ساعت انگار باهاتون لج کرده و دوتا عقربه هاش هی بهتون دهن کجی میکنن!!...ساعت 4 که میشه شما فقط یه جسد هستید که رنگ به رخسارتون نمونده و عین معتادا دوتا حلقه سیاه هم زیر چشماتون جاخوش کرده..اگه مثل من قندتونم در راستای فشارتون افول کنه اونوقت غش میکنین تا حول و هوش ساعت 6!...

گام ششم:وقتی ناله های آقاهه توی تلویزیون تموم شد و اون یکیشون اذونو شروع کرد حمله میکنین و محتویات میز رو با کابینتای زیرش درهم میبلعید!..خب طبعا معدتون درد میگیره و باید تا آخر شب به همراه حس بیحالیتون معده درد رو هم تحمل کنین....19.gif

گام آخر: با خاطره خوش میخوابید تا باز درست همون موقعی که از بین یه اتوبوس و یه وانت لایی میکشید زیر اتوبوسه له بشید و باز روز از نو و روزی از نو!17.gif

و این داستان یک ماه ادامه دارد....!!11.gif

مجمع روحانیون با همکاری  گالیله و بروبچز سدساز مملکت همه باهم دور یه میز میشینن و یه روز دیرتر از کل دنیا ما رو میفرستنمون مهمونی ... از اونور هم یار یکی از همینا میاد روی بوم و اینا رخ همچون ماهش رو میبینن و ما یه دو سه روز زودتر از کل دنیا از مهمونی بر میگردیم و میریم سر کارو زندگیمون!همینه دیگه..چشم تموم مجامع اسلامی به ایرانه آخه...اینجا ایرانه و ما باید گند بزنیم!حتی توی چیزی که بیشتر از همه جا ادعاشو داریم...از قدیم هم که کلی ضرب المثل واسه روزه شک دار داریم،ملت هم همه پایبندن!..اینجوریه خلاصه!32.gif

داداش گرامی هنوز در وطن به سر میبرند و هی واسه خودشون آه از نهاد بیرون می آوردند که چه مملکت گل و بلبلی رو رها نموده و به کشور اجنبی جنایتکار سفر نموده اند!...تازه هی هم میخواد منو گول بزنه و صادرم کنه به کشور اجانب اما من نه تنها زرنگم بلکه اینقدر حرف مسولین رو گوش میدم که نگو05.gif،کل ایران چشمشون به مغز منه اگه اونم فرار کنه دیگه همه چیز کان لم یکن تلقی میشه(عین یه سری از دانشجوهای برادر که به علت ایجاد مزاحمت برای دانشجوهای خواهر، دانشگاه کان لم یکن معرفیشون میکنه و همگی باهم میرن حموم)

خب یکی دیگه از پست های ما هم به همین راحتی تموم شد عزیزان دل برادر!...من نمیدونم شما این کامنت ها رو از کجاتون در میارید اما خب به هر حال ممنون که سر میزنید..04.gif

تا بعد10.gif07.gif23.gif

 



 

/ 26 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
aftabparast

ساووليکوم داش نيما!! حالا که قراره منزل ما با منزل شما برن زيارت آقا ، منم قراره يه سفر برم بلغار گفتم اگه پايه ای همرامون بيای.مملی هم ميذارم خونه سايه سر مادرش باشه.پايه ای دااش؟!

IMAN

تو تو خوابم کورس ميزاری!!! واسه يکشنبه خوب تمرين کن تا بريم حال ملت رو بگيريم!! موتوريه را بپا!! ما هميشه برنده ايم مگه نه!

منگوله

هی روزگار... اين گاما رو اتفاقا از قضا تصادفا ما هم طی کرديم تا به اين مرحله و درجه از خلوص قرب الهی نائل گشتيم ... شما هم زياد سخ نگی! ( سخت نگير! ) انشا الله که طاعاتتون مقبول درگاه حق تعالی بشه .... صلواتتت محمدی پسن .... صلوات دوم رو جليل تر ختم کن ... صلوات سوم رو برا ظهور آقا جميل تر ... صلوات چهار....

صدف

سلام...آخر!کی اپ کردی بابا.روزه بگير برای سلامتی جسم و روحت خوبه!

matin

سلام داداش نيما جون . من چه معروف شدم اين جا !! نازی نازی ... من اشتباه کردم بچه ها . نيما همون حامده حامد همون نيماس يکيش مستعاره اينو نيما به من گفت يواشکی . ولی من که نميدونم مستعار ينی چی ... ! اما ميدونم اين همون نيماس يکی به اسم حامد ميخواد خودشو جای نيما زود معروف کنه . ولی اون مستعاره ها . نازی نازی نيما جون من نميذارم کلاهبرداريت کنن همش ميام اين جا کسی گول نخوره . بعدش از کجا فهميدم نيماس؟! بهم گفت بيا تو گوشم جيغ بکش اروم شی به همه بگو هوار بزن . من ديدم چه مهربونه عين نيما ميمونه فهميدم خودشه اومدم جيغ بکشم روم نشد يواش گفتم . داداش نيما دوسم داری؟!!! خراب کاری نکرده باشم يه وقتی ؟! نازی نازی . نيما نازی . داداشی همش بهت سر ميزنم نگران نباش . همه از من حساب ميبرن هواتو دارم . نازی .

matin

نازی ... به خدا دعوام کنی عاق والدين ميشی عين دندون پزشکی ميمونه !!!

نخودسیاه

آقا دم خودتو راه حلت گرم...سر افراز کردين

سونيا

بابا يه کم فکر اين چشمای آستيگمات ما هم باش. فونت خطت رو عوض کن تا نوشته های خوشگلتو بتونيم بهتر بخونيم. به وبلاگ منم سرکی بزن.

Nokhodsiah

بوهااااااااااا! تکذيبيم کجا بود؟