ديوونه خونه!

آقا اینجا یه وضعیه بیا و ببین!..اصلا من یادم رفته آدمم چه برسه به اینکه وبلاگ دارم!!..این خیرین آسانسور ساز قرار بود یه آسانسور واسه ما بنا بنمایند و تا ۲۵ اسفند تحویل بدن الان تحویل دادن!..حالا اونش به جهنم...در این فصل اصولا محصولات این باغچه ی بابای من شروع به رسیدن میکنند و اگه یادتون باشه پارسال از من به عنوان مترسک استفاده میشد تا گنجیشکا محصول رو نخورن و من هر روز باید یه سبد گنجیشک تحویل بابام میدادم و اگه وزن سبد از حد تعیین شده کمتر بود تنبیه میشدم!...بعد امسال این خیرین توی خونه ما بودنو دم به دیقه نوک درخت زردآلو داشتن چاغاله میخوردن و بابام فحش میداد و جیغ میکشید!...یعنی کلا واسه ما عادی بود که از پنجره ی اتاق به حیاط نگاه کنیم و بابامونو ببینیم که با بیل گذاشته دنبال مهندس نظری!کلی هم سم زده بودیم به این درختا ولی اینا عین ذرافه حتی تا برگای درختارو میخوردن!...بابام از ترسش تمام گیلاساشو کال کال میچید میاورد بالا!23.gif

خلاصه روز موعود فرا رسید و یه ربان صورتی بستن به من و هلم دادن توی آسانسور!!یعنی اینا میخواستن خبر مرگشون این شاهکار کج و کوله رو امتحان کنن ببینن کار میکنه یا نه دنبال یه موجودی میگشتن که واسه بار اول بره اون تو هی بره بالا پایین..بعد اصولا در موارد مشابه(مثل آزمایش کردن امکان حیات در کرات دیگه)از حلزون و میمون و پشه استفاده میشه ولی خب اینجا خونه ی ماست و همه چشم های مضطرب به من دوخته شده!...حالا هر چی ما میگیم بی خیال شید به زور هولمون میدن اون تو!..خلاصه بعد از اینکه با کل خانواده وداع کردیم رفتیم توی این آسانسور و همه با چشم گریون ازمون خدافظی کردن و ما هم بعد از توبه کردن دکمه ی این یارو رو فشار دادیم که یا ببرتمون طبقه بالا یا بفرستتمون جهنم!02.gif....بعد اوایل کار همه چیز لذت بخش بود و این آسانسوره هم واسه خودش به راه راست طی طریق مینمودو آواز میخوند تا اینکه یه دفعه ما دیدیم وسط بالکن خونه همسایه ایم و زن همسایه داره جیغ میزنه و فرار میکنه!04.gif...یعنی اینا یه شاهکاری ساختن که اولا کجه ثانیا هر موقع احساس کنه خسته شده وا میسه میون زمین و هوا و درش وا میشه پرت میشین توی حیاط خونه همسایه!(در حالیکه دارین سوت میزنین دور میشین میرین ته دره!عین گرگه توی میگ میگ!)تنها چیزیش که میشه گفت تقریبا درست کار میکنه سیستم دامبول دیمبولشه که هی واسه خودش تار و تنبک میزنه و هی یه خانومه ای میگه طبقه ی فلان!(نه که خونه ی ما هم خیلی طولانیه این بود که ما دیدیم نمیفهمیم داریم کجا میریم پس باید این زنه بهمون یاداوری کنه خونمون طبقه چندمه!)

بعد همزمان با افتتاح این پروژه عظیم داداشمون از اونور دنیا بلند شده اومده دیدار اهل بیت!توی فرودگاه مامانم هر آدم چاقی که گشاد گشاد راه میرفت رو توی تلویزیون میدید میگفت وای بچم اومد و میدوید طرف در!حالا طرف مثلا هم سن بابای من بود با کله ی کچل و سیبیل و بچشم بقلش بود!!هی ما باید لباس اینو میگرفتیم که فرار نکنه چون اگه ولش میکردیم ۴۵ تا برادر جدید از کلیه ملیت های موجود از سطح فرودگاه جمع آوری میکرد میاورد پیش ما!داداش منم صاف آخرین نفری بود که از اون تو اومد بیرون یعنی دیگه همه ادما رفته بودن و دم صبح شده بود این مستخدما داشتن مارو جارو میکردن میبردن و یه گوله خار با باد از وسط سالن رد میشد و اینا....

بعد ما صبح میخواستیم بریم ببینیم توی دانشگاه اصولا چه خبره سر راه اینو بردیم گذاشتیمش مطب این فامیلمون که چشم پرشکه...عصر که اومدیم خونه دیدیم همه چراغا خاموشه و همه ملت دارن میخورن توی در و دیوار و میز!..هی فکر کردیم دیدیم اصولا تولدمون که نیست٬سالگرد ازدواجمونم که..خب اصلا ازدواج نکردیم که!پس آیا چه خبره؟!34.gif...هر چی هی اهم اهم کردیم بلکه یه نفر چراغارو روشن کنه و با یه کیک روشن بیاد جلو دیدیم خبری نیست!این بود که خودمون کلید رو فشار دادیم و روشن شدن چراغ همانا و جیغ و داد داداشم همانا!عین دراکولایی که صلیب نشونش بدی جیغ میزد و دستشو میگرفت جلوی عینک دودیش!13.gif...یه نفرم از پشت شیرجه زد چراغارو خاموش کرد!!....میگم باز چه خبره توی این دیوونه خونه؟!میگن این داداشت رفته دیده دکتره چشم عمل میکنه اینه که تصمیم گرفته چشاشو لیزیک کنه!!خلاصه الان یه آکاردیون کم داره!شبا هم وقتی باهاش میریم بیرون همه بهمون میخندن میگن نیگا این دیوونه ها یکیشون حتی توی شب عینک دودی میزنه!16.gif

بعد عمه هه اومده دیدن داداشم گیر داده به پشت بوم خونه همسایه که این نور های قرمز چیه اونجا؟!...میگم آنتن برقیه واسه تلویزیون...میگه یعنی چی؟!آنتن برقی به چه دردی میخوره؟!...میگم خب تصویرش بهتره و اینا...میگه اونوقت برق که میره تلویزیون برفکی میشه که!پس به درد نمیخوره!!22.gif

بعد جونم براتون نقل کنه که من اصلا یادم رفت مصیبت نامه دوم بنویسم!...یعنی اصولا سالی که با درد دندون عقل شروع بشه خیلی سال توپی خواهد بود!بعد اگه یادتون باشه من قرار بود خبر مرگم بشینم درس بخونم برم امتحان فوق بدمو اینا...امتحان دانشگاه سراسری رو که گفتم چه خبر بود.نتایجشم که اومد و ما مجاز نشدیم(معلوم بود)یه کنکور دانشگاه آزاد بود که واسه خودش داستان داره!به قدری من واسه این کنکوره تلاش کردم که حد نداره!شب قبلش رفته بودیم با بروبچ ولگردیو اینا.چون اصولا به این نتیجه رسیده بودیم که هر صندلی بین ۴ تا صندلی دیگه احاطه شده و ما میتونیم از ۴ نفر دیگه تقلب بگیریم پس ما میتونیم!!...با این امید صبح روز جمعه رفتیم سر جلسه و هی منتظر نشستیم تا اطرافیانمون بیان...چشمتون روز بد نبینه دو نفر سمت راستی و چپی که تشریف نیاوردن...نفر پشت سری هم یه بدبختی بود که امیدش تازه به من بود...و میمونه نفر جلویی!!...یعنی من به محض مشاهده عکس روی صندلی جلوییم جیغ بنفش میزدم و پنجه به صورتم میکشیدم....نفر جلویی کسی نبود به جز فرشید!*13.gif20.gif20.gif...اشک شوق بود که از چشمان من سرازیر بود!یعنی اصلا از اول تحصیلات انگار منو فرشیدو ناف بر کردن!!....فرشید خان ۵ دقیقه بعد از بسته شدن در های حوزه به حالت سرگردون وارد شد و شروع کرد از دم در همه ی صندلی هایی که حتی آدم روش نشسته بود چک میکرد ببینه جای خودش کجاست!حالا هرچی من عربده میزنم صداش میکنم هی سلام میکنه به من!!..بعدم اومد نشست روی صندلیش و سنجاق فرفره رو با کارت فرو کرد توی خودش!بعد دید هر جوری که این کارت رو به خودش متصل میکنه دردش میاد این بود که بیخیال شد!...بعد یه مداد با خودش آورده بود که طولش کلا ۲ سانتیمتر بود یعنی از یه نوک و یه مقدار چوب مختصر تشکیل شده بود..موبایلشم نه تنها تحویل نداده بود بلکه اقلا خفه نکرده بود که هی صدا نکنه!موبایلش زنگ میخورد این نمیفهمید موبایل خودشه که!هی اطرافشو نگاه میکرد!14.gif...خلاصه ما ۱۰ توی رختخوابمون بودیم!21.gif

از کلیه ی دوستانی که این مدت که من نبودم با آفلاین و فحش و اس ام اس و اینا منو مورد لطف و عنایت خودشون قرار دادن متشکرم و به اطلاع عموم (برادر بابام!) میرسونم که من متاسفانه به علت مشغله نرسیدم بیام ولاگ همه رو مطالعه بنمایم...اینه که میتونید به فحش دادن ادامه بدید!..با تشکر06.gif

*جهت آشنایی با شخصیت فرزانه و والای فرشید میتونید آرشیو سال 83 رو مطالعه بنمایید!!

/ 44 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آفسايد

اينقد آپديت نکردی٬ آخرش اين آی اس پی های مشهد که فيلترت کردن! يه جايی شنيديم ميشه فيلتر شدن سايت رو پی گيری کرد. احتمالا اشتباهی پيش اومده!

الهه

تو مزخرفترين ملنگترين خنده دارترين بزی هستی که تا حالا ديدم ولی با توصيفاتی که از اين فرشيد جونت! خوندم تو وبلاگت بايد اون دست تو رو از پشت بسته باشه! بای بای بازم ميام حالتو بگيرم

الهه

حالا چون خيلی اصرار کردی آدرس وبلاگمو نوشتم! چه رويی دارم من!

الهه

ای داد بيداد فيلتر شدی که من به زور ۲۵۰ تا فيلتر شکن اومدم اينجا

aghaaa loooooooooooooool , yani loooooooooooooooooolaaaaa, , kheyli chasbid .man rooze 4 th of july ke moorche ha ham too amrica tatilan doone haml nemikonan oomadam sare kar, roohiyam sefr bood alanin matne toro khoondam koli shad shodam

الهه

به روزم حتما بيا اين دفعه فرق می کنه با هميشه.

پریا

amir

ای بابا!! امتحانای همه جا که تموم شده! پس کجايی؟

√ҰâŞâmįη

نيما نيما اون موقع که تو خواب بودی و اينا وبلاگت هک شده بود !! الانم که باز شده تو نيستی !!‌ کی ميخوای تشريف بياری ايشالا؟!‌