يکی به داد اين بچه برسه!

آقا ما يک لحظه حماقت کرديم نميدونيد چه بلايی سرمون اومد!...هی اين بابامون ميگفت به مامانتون هيچ وقت نگيد مريضينا ما گوش نکرديم و يه کلمه گفتيم در قسمت چپ بدنمون در محل اتصال دست انسان به بدن وی احساس درد مشکوکی مينماييم...اين مامانه که ديگه ولمون نکرد که!11.gifيقه ی منو گرفته کشون کشون ميبره طرف حياط ميگم آخه واسه چی ميخوای از خونه بندازی منو بيرون حالا؟!...ميگه کی خواسته بندازتت بيرون؟!بايد الان بريم بيمارستانی جايی!11.gifوااااااااای خدا بچم مرد!17.gif

با هزار زحمت بهش ثابت کرديم که يه مرد ۲۱ ساله نميتونه با شلوارک و تی شرت بياد بيمارستان!!....خلاصه بعد از تعويض لباس مارو برده دکتر!...رفتيم دم مطب يارو ميبينم روی تابلو نوشته:دکتر بيژن ملکی-متخصص اطفال11.gifبهش ميگم آخه منو مياری پيش دکتر اطفال چيکار؟!من الان دارم دوره ی ميان ساليمو طی ميکنم ميگه:اگه تو خدای نکرده سکته کرده باشی چی؟!دست چپ آدم به قلبش وصله وقتی سکته ميکنی دستتم کنده ميشه!11.gifحالا اين قضيه چه ربطی به دکتر اطفال داره من نميدونم!!!31.gif

خلاصه مارو به زور برده توی مطب اين دکتره!حالا دور تا دور اتاق انتظار يه مشت بچه دماغ آويزون و نوزاد ۶ ماهه و اينا همه با حالت اضطراب و تشويش نشستن مارو نيگا ميکنن!..يه خانومه که انگار جو گير تر از مامان منه ميگه:خانوم بچتون چشه؟!...مامانمم صاف ميگه:والا چی بگم فکر کنم سکته کرده!19.gif

اين دکتره هم يه منشی داشت شبيه کلوپاترا بود!...خط ابروهاش شبيه منحنی سينوسی هارمونيک ميرا شونده بود طول خط چشمشم قد درخت چنارِ قطع شده!32.gifآدامسشم فکر کنم مال پارسال بود چون اين نيرويی که اين خانومه به اين آدامس وارد ميکرد بيشتر آدمو ياد جويدن استيک نپخته مينداخت!واقعا پشت کارشون بی نظير بود!04.gif...خلاصه که نوبت ما شد رفتيم توی مطب جناب دکتر!20.gif

حالا دکتره از اين دهاتيا که سعی ميکنن لهجشونو روتوش کنن بعد يه سيبيل مسخره هم داشت نيششم تا بناگوشش باز بود!توی اتاقشم يه دونه تخت خواب فسقلی گل منگولی بود واسه معاينه ملت و يه مشت چوب بستنی و از اين خرت و پرتا!

دکتره به مامانم گفت مريضتون چشه؟!مامانم گفت آقا اين پسر من امروز از صبح هی ناله ميکنه ميگه دست چپم درد ميکنه منم حدس زدم از قلبش باشه گفتم بيارمش شما يه چک آپ کامل ازش انجام بدين ببينين چی به چيه!

بعد دکتره اومده بالای سر من ميگه:عزيزم کجات درد ميکنه؟!05.gif...حالا منم تهوع و خنده و همه چيزم قاطی پاطی شده بود نميدونستم چی به اين مرتيکه بگم!گفتم هيچی به خدا آقای دکتر من چيزيم نيست!...بعد در اومده ميگه:نترس پسر گلم من فقط يه معاينه ساده ميخوام انجام بدم شما يه لحظه روی تخت دراز بکش عزيزم تا من بيام11.gif...

حالا من رفتم دم اين تخته هر چی نيگا ميکنم ميبينم هيبت من اصلا روی اين جا نميشه!بعد تازه روشم عکس خرس و اينا داشت18.gifبعد خلاصه يه جوری روش دراز کشيدم که دوتا پاهام همينجوری ول بود ميون زمين و هوا!...بعد اين دکتره اومده عين اين فيلمای مستهجن که ميخوان بگن آره خيلی همه چيز داغه و اينا همچين يقه منو کشيده دکمه هامو باز کرده که نگو!18.gifمنم زرت زرت ميخنديدم نميتونستم خودمو کنترل کنم که!...بعد همچين با جذبه به من گفت:نخند آقا ميخوام ببينم صدای قلبت چه جوريه!...ميخواستم بهش بگم والا اينجور که شما حرف ميزنی با اين رفتار زننده که ازت سر ميزنه باعث ميشه صدای قلب من فرکانس ماورا صوت از خودش متصاعد ميکنه!!...خلاصه که اين دکتره تا توی حلق و گوش و چشم و همه جون مارو ديد بعد آخر دست گفت برو دم ديوار بغل اين شاخص واسا تا من قدتم ببينم شايد اضافه وزن داری که قلبت درد ميگيره!

ما رفتيم دم شاخص که مثلا قدمون معلوم بشه بعد اصلا اين شاخصشون تا ۱۵۰ سانت بيشتر نداشت تا زير شونه منم نميرسيد بعد تازه اين دکتره اومده همچين با دقت به ديوار نيگا ميکنه که خودمم شک ميکنم ۱۴۰ سانت بيشتر باشم!18.gif

آخر دست هم گفت يه صدای تيک تيک ضعيفی از توی ايشون خارج ميشه احتمالا قلبشون پرولابس داره و طبيعيه و شکلات و قهوه نخوره اين بچه!مامانمم گير داده که آره آقای دکتر اين همش قهوه ميخوره و من بهش ميگم اينا بده گوش نميده و وای و هوار!

حالا از اون روز ما هر روز صبح که ميخوايم پاشيم بريم توی اون دانشگاه خراب شده بايد سه ساعت با مامانمون بحث کنيم تا بذاره يه ذره قهوه بخوريم خواب از سرمون بپره!..خلاصه که سعی کنيد توصيه های ايمنی باباتون رو گوش بديد چون پشيمونی هيچ سودی نداره!15.gif

راستی سال نوتونم مبارک و پارسال چقدر سال خوبی بود و چه سال خوبی قراره امسال باشه و من چقدر آدم خوبيم که دو ماهه وبلاگمو آپديت نکردم و شماها چقدر آدمای بدی هستيد که هی به من غر ميزنيد که چرا آپديت نميکنی و الهی که من واسه همتون تيکه بشم و له بشم و نابود بشم و اينا!....قول ميدم زود آپديت کنم٬البته به شرطی که دوباره دپرس نشم!03.gif

تا بعد04.gif

/ 24 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گیلاسی

حالا با همون شلوارک و تي شرت ميرفتی...ميگذاشتی هيجان ماجرا بيشتر بشه...تازه فک کنم اونطوری تو مطب پيش اون بچه ها احساس غريبی هم نمی کردی...... شانس اوردی مامانت باهات بود...به نظرم دکتره يه منظورايی داشت!!!

رامین

سلام خيلی خوب نوشته بودی !!! با اين که حالم خيلی گرفته بود حال کردم و تو سايت دانشگاه کلی خنديدم !!! خيلی دوست دارم بينمت . راستی تو کدوم نقطه ی کور ميهنمون زندگی ميکنی ؟؟؟

roya

مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد ...نيت خير مگردان که مبارک فاليست.( آپ کردم و منتظرم تا با آمدنت شادیم را کامل کنی) رویای دوماهی

ORK -------- raha

salam! kheyli bahal bood mikham safatoono save konam baad hamasho DC ke shodam bekhoonam! khoshhal misham be weblog e ma ham sar bezanin! bye

حسين

نيمااااااااااااااااااااااا، چه بلائی سر خودت آوردی؟ بچه ام از دست رفت. سلام. آقا کی آپ کردی ما نفهميديم؟ عب نداره، منم قلبم درد مياد، چيزی نيست که! قلبه ديگه. چجوری آدم بعضی وقتها دستش درد ميگيره، خب قلبش هم درد ميگيره ديگه!! چه روئی داره، تازه بحث ميکنه قهوه هم ميخوره هنوز نخور بچه ميزنی يه بلائی سر خودت مياری

ميترا

سسسللامم عجب ماجرايی بود کلی خنديدم ! مايل به تبادل لينک هستی؟ تونستی يه سری بهم بزن و نظرتو بگو خودت نيومدی باغبونتون رو بفرست چمنای زير پامو کوتاه کنه! نگو نه ميدونم يه باغبون دارين !

خيلی جالب بود

elaheh

salam,dige dashtam naomid mishodam.na inke yehoii raftid haminjoori engar na engar ma miaim hey inja nazar midim o sar mizanim.goftim hatman chizi shode,khodaie nakarde balaii ,chizi....baba ma be webloge shoma niaz darim,kolli rohiamoon shad mishe

عاطفه

خيلی با حال مينويسی

tarannom

az ye divonehe miporsan chera divone shody? mige man ie zan gereftam ke ye dokhtare18sale dasht.2khtare zanam ba babam ezdevag kard pas zane man madarzane pedarshoharesh shod.2khtare zane man pesar zaed ke dadashe man v nave zanam bod pas naveye zanam ham bod pas naveye manam bod pas man pedarbozorge dadasham bodam.zane man pesary zaed ke pedaram khahare natijeyepesaram va madarbozorge on shod.pas pesaram dadashe madarbozorgesg bod va man khaharzade pesaram shodam