به شما چه مربوطه؟!

تصويری که در بالا ملاحظه ميفرماييد٬گم نشده٬پيدا هم نشده٬فرار هم نکرده و حتی دست به خودکشی ناموفق هم نزده!بلکه اين موجود دوست داشتنی و زيبا که در جزاير شمالی قاره آفریقا زندگی ميکنه توسط عيال به عنوان کادوی تولد به اينجانب اعطا شده(کفو برو تو کارش35.gif)...ضمنا اين موجود اسم داره!يعنی با اسمش تقديم شده که فکر نکنی بی پدر مادره!اين موجود يه گوشش اقدسه يه گوشش پارميدا!18.gif

جونم براتون نقل کنه که عيال مذکور هفته پيش  در شهر محل سکونت همسرشون حظور داشتند و ما از محظر پر فيضشون مستفيض شديم جاتون خالی خلاصه!حسوديتونم ميشه بريد بگرديد ببينيد عيال به اين خوبی کجای دنيا پيدا ميشه بيايد نشون من بديد!البته به علت کسالت بی بديل و بی دليل و بی مثال و اينای خواهرشون يه مقاديری سفر ايشون با پيچيدگی هایی در قسمت انتها مواجه شد که پزشکان نه تنها قطع اميد نکردند بلکه فرد مذکور رو کاملا مداوا کردند که از ذکر جزييات پديده به علت نادر بودن آن معذوريم!(نادر اينجا اسم کسی نيست!)

...چيه؟!نشستيد من جزييات زندگی مشترکمو اينجا فاش کنم؟!بيخود نشستيد!04.gif

امروز ما با يک ضد حال عظيم در محل کارمون مواجه شديم...در حاليکه من داشتم روی صندلی مهندسه خواب ميديدم و صادق داشت سعی ميکرد کولر گازی دفتر رو خراب کنه٬به ناگه تلفن اون اتاقه که ما توش روزا ميخوابيم تا مهندس بشيم زنگ زد!...و من در حالت نيمه خواب و نيمه بيدار صدايی نا مفهوم با لحنی سرشار از لطف و موهبت های الهی رو به گوش جان نيوش کردم که داشت سعی ميکرد به من بفهمونه که از امروز نميتونيم ساعت ۱۱.۵ جيم شيم بريم خونه!11.gif...و من در اوج نا اميدی در حالی که يک چشمم اشک بود و يک چشمم خون از علت اين فاجعه پرسيدم و فهميدم که اين دوتا موجود احمق بيشعور عوضی که از هفته پيش به جمع شيرين ما اضافه شدند از زور حسادت و حرص و آز و طمع و غيره رفتن گفتن:اهکی!ما هم ميخوايم ظهرا بريم خونه!..اونا هم گفتن:بيلاخ!حالا که اينجوريه ما اونارم ديگه نميذاريم برن خونه(اونا=ما19.gif)

منو ميگی؟!کارد ميزدی خونم در نميومد!12.gifغرش کنان و اينا جيغ زدم سر صادق(همين جوری الکی)و حسابی فحشش دادم يه کم دلم خنک شد!(بيچاره)بعد تصميم گرفتم که دست به اعمال خلاف عفت عمومی بزنم..اين بود که رفتم دم در گفتم اين آقاهه(يکی از اون دو تا آقايون نسبتا متشخص)از امروز يه هفته نمیاد سر کار اصلا هم اطلاع نداده و وای وای چه کار زشتی کرده و توبيخش کنين دارش بزنين در صورت لزوم!04.gif04.gifالان هم شادمانم!
بعد اين بزغاله ها جدا فکر کردن ما ميتونيم اين همه کار کنيم ميخوان از ما بيگاری بکشن!31.gifآخه يعنی چی؟!من تا ساعت ۳.۵ بعد از ظهر چه شکری ميل کنم در اون مکان مقدس؟!اين بود که باز فکرامونو ريختيم رو هم و با کمال پرويی رفتيم پيش مهندسه گفتيم آقا ما ديديم شما مارو زود ميفرستی خونه رفتيم عصرا کلاس نوشتيم ساعت ۳!ديگه ۲ الی ۲.۵ مرحمت فرموده مارو رها فرموده تا ما بريم خونمون!05.gif

ها؟!...هيچی ديگه!04.gif..در وهله اول اين مهندسه ميخواست لبتاپشو به عنوان آلت قتاله خرج جثه نحيف و شکننده من کنه بلکه من بميرم!داشت آماده ميشد که درشو ببنده بکوبوندش توی سر من که به نا گه از عمل خودش پشيمون شد و يه برگه مرخصی برداشت نوشت از ساعت ۲:۱۵ اينا برن پی کارشون!

حالا کاش اقلا اين دوتا موجود موزمار کثافت الدنگ بيشعور احمق٬آدم بودند!(دريغا34.gif)...از صبح که ميان با اون لهجه عجيبشون ورق بازی ديشبشونو واسه ما تعريف ميکنن!!...از ساعت ۷ شب تا ۴ صبح اينا حکم بازی ميکنن بعد صبح ميان اينجا تک تک دست هايی که گرفتنو واسه من شرح ميدن(در اين مواقع صادق فرار ميکنه من ميمونم و دو تا ديوونه که يه ريز حرف ميزنن اونم کاملا نا مفهوم!)

منتظر خبرهای بعدی باشيد!16.gif

خلاصه که اينجوری!...بعد ما در هفته گذشته هی هر شب با بچه ها رفتيم بيرون هی رفتيم بيرون اينقدر خوش گذشته که نگو!به شما هم اصلا ربط نداره که بچه ها چه کسانی رو شامل ميشن و اصلا هم به شما مربوط نيست که چيکار کرديم که خوش گذشته!..اينجا فک و فاميل رد ميشه خوبيت نداره!

از همه دوستان و آشنايان و کليه فاميل های وابسطه و کسبه بازار و علما و فقها و روحانيون حوزه و دانشگاه که توی نظردونی قبل با تبريکات بی دريغشون منو شادمان کردند طلب مغفرت ميکنم!10.gifتا بعد

/ 68 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
neda

حالا بازم به من مربوطی نداره ها اما بنويس ديگه

رسول(بچه های بی پدر)

سلام.بابا عجب هوادارایی دارین.ای البالو ای شفتالو ای وبلاگ نویس ای پر طرفدار.........کمی تا قسمتی نتونستم از نوشته هاتون سر در بایرم حالا فک نکنم خودتون هم سر در اورده باشین

بهزاد

اقا واقعا قلم شيوايی داری ميشه با هم بيشتر اشنا بشيم...

آوا

وای چه نانازه..! منم از اين شکليا می خوام.. عيالتون ديگه از اينا نداره؟!

ميترا

سسسسسسسسسسسسللااممممم خوبی؟؟؟؟؟ من اپم بهم سر بزن !!!

منگوله

تفلدت مبارک گل پسر .... اينو داشته باش تا بعد .... (اولين باره دارم مثل آدم کامنت ميذارم نه؟ (: )

اويس

نيستي آقا نيما... من آپم: فكر مي كنم لازم نيست ادامه دهيم. داستان هايي كه از او تعريف مي كنند را مي شنوي و از اين كه دوستش داري، از اين كه فكر مي كني لابد دوستت دارد، كيف مي كني. اما او همچنان غريب و مظلوم مي ماند. كسي نمي خواهد درست بداند، همه چيز را بداند، همان چيزهايي كه مي داند براي افتخار كردن كافي است.

ati

salam!!!bloget mahshare man neveshtehato kheili doost daram alan 1 sale ke miyam inja va sar mizanam!!!nemishnasamet!!!adresse bloget ham 1ki az hamkelasiham baram ferestad!!!movafagh bashi!!!up kon ke doost darim neveshtehato bekhoonim!!!

مريم

سلام دمت گرم خيلی با حالی ما رو هم اشته باش داداش

angel

hameye chizayi ke minevisi ghashangan,1 khubi daran ke mesle mojezas,unam ine ke khandeye bibahane o biriya o vagheyiro ke az tahe del boland mishe az hanjareye gard gereftam ke chon nakhandidam pore gard shode migzarune,vaghean merc(khodamam bavaram nashod)tori mikhandidam ke engar tamame ghamha va sakhtiham va chizaye bade donya yadam rafte...Nima jan bekhatere hamin migam bar axe chizi hasti ke migi,aslan bija mikoni az khodet bad migi...adami ke khube,khube,pas nabayad TAVAZOYR in modeli dashte bashe(ke u ham jane khodet tavazo kharj kardi:) )u khubi,pas khub begu ta zatet va khodat azat razi bashan va shad...HAMISHE PAYDAR BASHI FRIEND