کارشناسی ارشد٬چرايی و چگونگی پيدايش!

اصولا انسان دارای نوعی عقل ناقص در توی کله خویش میباشد که به وی مداوماً هشدار میدهد که به جستجوی کمال فطرت جوی خویشتن خویش باشد!...به همین دلیل انسان امروزی غالبا به دنبال کسب جاه و مقام و کمالات و علوم مختلفه بوده و همواره در حال مواجهه با تکنولوژی و اختراع و اکتشاف میباشد و خود را در این جهان به صورت محلولی بی خاصیت میابد که تنها تحت سلطه ی استکبار و بهره کشی اقتصادی دولت ها و ملت ها و اینها و آنها میباشد...ضمن تذکر این نکته که اسراییل باید از نقشه محو شود و ما هیچ بسته و پیشنهاد و شماره تلفنی از هیچ کس قبول نمیکنیم به بررسی چالش های یک فرد ِ انسان در دنیای جهان میپردازیم:

بررسی نقش تحصیل در سعادت دنیوی و اخروی

همه ما میدانیم که ثروت بهتر از علم است و این نکته را حتی تک سلولی ها و فیتوپلانکتون های اعماق دریا هم درک میکنند...اما جای بسی تعجب است که نظام آموزشی همواره سعی دارد که عکس این مطلب حجیم و ضخیم را به زور و فشار در توی انسان فرو بنماید و همواره ناموفق میباشد!...آدم امروزی از هنگام تولد خویش و گشودن چشمهایش٬خویشتن را درون مهد کودک و مدرسه و کوفت و زهرمار و هر مکان آموزشی دیگر میبیند که صرفا برای شکوفونده نمودن استعداد های نامکشوف وی تاسیس گشته و جنبه حقیقی و حقوقی دیگری ندارد!...آموزش انسان سردرگم با رسم گلهای ۴ پر گنده و بلند تر از خانه های مسکونی تکمیل شده و این نیروی خلاق در عنفوان جوانی به مدرسه سپرده میشود!

این روند همچنان ادامه یافته تا فرد جنازه خود را در برابر کنکور مشاهده میکند و میپندارد که آیا او در این ۱۲ سال تحصیل آکادمیک چه آموخته که حالا باید برود لیسانسش را بگیرد؟!...پاسخ روشن است:

اگر لیسانس نگیرد چه خاکی توی سر خویش بریزد؟34.gif

این است که فرد آموختیده حیران در کلاس های کنکور و آزمونهای آزمایشی و در میان انبوهی از کتابهای طبقه بندی نشده و نکته و تست مستغرق میگردد و زیر لب زمزمه میکند:

مثال کسی که قهر طبیعت٬همه دارو ندارش رو میگیره٬حیرون موندم41.gif....یا بیماری که چشمش به طبیبه طبیبش میگه تا فردا میمیره٬حیرون موندم!!41.gif

...سپس پس از یکی دو سال بسته به اینکه آیا پشتکارش توسط مراقب سر جلسه پسندیده شده یا نه به مقصود شوم خویشتن دست میازد!

محیط دانشگاه مملو از علم است!37.gifاز در و دیوار کریدور ها علم چکه میکند....ولی انسان اگر اندکی شعور داشته باشد و به جیبو وقت خویش علاقمند٬آنگاه دروس را تند تند با ۱۰ و ۱۱ پاس میکند و به ناگه خود را دچار نوعی آنارشیسم غیر منطقی و فتیشیسم اخلاقی میبیند که ۴ سال عین بز درس پاس کرده و در چند قدمی اخذ لیسانس و صد البته خدمت مقدس سربازی قرار دارد!....این است که به فکر چاره می افتد:

اگر مدرک را دریافت کند که باید برود سربازی٬اگر دریافت نکند خب آخرش که چی؟!...اینست که راه حل سوم و چهارم به طرزی زشت و کریه با شما معامله میکنند:

وثیقه ی ۱۵ ملیونی و فرار از کشور و زدن قید لیسانس٬یا قبولی در آزمون کارشناسی ارشد برای حفظ مدرک با ارزش و ارتقای سطح بی سوادی!48.gif

اصولا ارشد کلمه جالبی است و به تنهایی میتواند رخوتی که از شنیدن کلمه لیسانس در توی کله انسان بوجود آمده را بزداید!همچنین انگیزه ها و جاذبه های مخفی آن عبارتند از:

۱.شما وقتی لیسانس میگیری بهت میگن مهندس٬اگه فوق هم داشته باشی بازم همون مهندسی!این نکته به خودی خود پوچی این مقطع را به رخ شما میکشد!!

۲.به شما توهین میشود..چون به عنوان یک فرد خرخون و انگل اجتماع به جهانیان معرفی میشوید

۳.توقع ملت از سواد شما بالا میرود و دردسر های جدید افق های تازه ای را در منتهی علیه شما میگشایند

به همان دلیل که علم بهتر از ثروت نیست فرد خاطی که عمری را در غفلت سپری نموده تصمیم میگیرد که ۲ سال دیگر هم دیرتر با حقایق جهان هستی آشنا شود و شروع با یادگیری دروسی که ۴ سال پاس کرده مینماید تا شاید فرجی شود و بتواند همچنان خواب خرگوشی خود را با درایت و شادمانی ادامه بدهد!..به امید رستگاری روز افزون آحاد ملت!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نوشته خویشتن را با قسمتی از یک فیلمنامه مشهور به اتمام میرسانیم:

پیــــس!!(دود قلیون جاده سولقون را در بر میگیرد و شبحی از جهان واپسین ظاهر میشود):

-شبح: فرهاد...تو چرا اینگونه تمرگیدی و سر در جیب مراقبت فرو برده ای؟!

*فرهاد: استاد من تصمیم خودمو گرفتم میخوام تا آخرش برم ببینم بن بسته یا به بعدی راه داره!

- فرهاد تو برای اینکار باید اول خودت رو فراموش کنی...نگرانی بی جهت برای خلق خدا عذاب الهی رو در پی داره!...بترس!..بترس از عذاب خدا!..از منم بترس یو هاهاها!

*استاد چگونه میتونم جلوی این همه بی عدالتی و ظلم سکوت کنم آیا؟!

-..میازار  موری که دانه کش است..برو کار میکن مگو چیست کار!....پیـــس(غیب شدن استاد)!!

/ 44 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روزگار من

سلام خوبی؟؟؟ منم اومدم(حالا حتما تو دلت میگی به من چه ) میشناسی؟

kimiya

سلام چه با نمك مي نويسي؟ادم با نوشته هات حال ميكنه!!! موفق باشي

نيلوفر

سلامممممممممم خوبی؟چقده دلم برات تنگ شده!!پس می خوای بخونی برای ارشد که خدمت دور بزنی بالاخره يا نه عطايش را به لقايش بخشيدی(لقايش رو هم که طبقه بندی نوشته بودی)بالاخره که بايد بری سربازی.واه واه اينجام هی می گن بخونيد برای ارشد دلشون خوشه ها روح کمال گرای من اصلا مقمات بالاتر و طلبنمی کنه و نظرش اينه که زودتر ليسانسه زو بگيريم بهش بديم بره. راستی من بالاخره برگشتم پرشين چون ديئم نمی تونم ازش دل بکنم در ضمن آپم هستم ميای ديگه؟ خيلی دلم برات تنگ شده دو بيا

ديوونه عاشق

بابا تو ديگه کی هستی! هميچين ادبی نوشتی که ما رو مودب کردی بلا! همش خوب بود ولی فيلمنامت حرف نداشت! يو هو ها ها ها! بترس از عذاب خدا و اينقدر جک ننويس! گود لاک!

amir

چطوری؟؟!! دمت گرم بابا!! حداقل تو يه چيزی می نويسی.بقيه ها تعطيلن!!

ساره

گفتي و کردی کبابم ... در حال حاضر به درد همين ارشد دچارم ...

منگول

خودت که نميای به ما سر بزنی تا از خودت دفاع کنی. بازم دم داييت گرم که هواتو داره! کلی دعوام کرد.

پگاه

سلام واقعاْفيلمنامه نويس خوبی هستی انشالله در فيلم بعدی از فيلم های تو بسازن..... من که واقعاْ مسرور می شم اگه ببنم فيلمتو

اويس

پس از يك ماه و اندي... بازگشت اويس ... در يمني و با مني آپ ديت شد... چيه شما هم مثه اون فكر مي كنيد كه من نمي تونم اين درس رو پاس كنم؟ سخت در اشتباهيد. از اونجايي كه اين درس يكي از دروس اصلي رشته اس، من فقط مي خوام پايه ام قوي بشه. چون من دوس ندارم همين جوري درسا رو پاس كنم برم. بايد عمق مطلب رو بفهمم و تا وختي كه اين اتفاق نيفته، خودم رو مجبور مي كنم كه هي اين درس رو بگيرم. اين افتخار رو داري كه اولين كامنت رو بذاري. فقط زودباش...

پشه ويزويز

خيلی باحال بود . دمت گرم .