بابا سرعت!

ما دیدیم وضع خیلی قاراشمیشه و تا 24 بهمن هم تعطیلاتمونه  و واسه اینکه روی بعضی ها هم کم بشه و بگیم ما هم آره،با بابا و مامان پریدیم توی ماشین و زرت راه افتادیم رفتیم تهرون!...در راه هم من این دوتا رو اغفال میکردم و هی بهشون عقاب و لاشخور و بزمجه های کنار جاده رو نشون میدادم که چشمشون به کیلومتر ماشین نیفته و ظرف 3.5 ساعت از اصفهان گذاشتمشون تهرون(البته از اون جاده جدیده که حتی بزغاله هم توش پر نمیزنه!)14.gif<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اونجا هم یه روز با دوتا دختر خاله هام به صورت مجردی!رفتیم توچال و کله سحر پاشدیم رفتیم  و کلی هم از خوابمون زدیم اما خب وقتی ما رفتیم همه داشتن بر میگشتن خونه هاشون چون ساعت 2 بعدازظهر بود!...ملت باکلاس با چوب اسکی و لباس خِش خِشی داشتن میومدن پایین بعد ما هم دیدیم تا ایتسگاه اول بیشتر نمیتونیم بریم همونجا یه زمین تیر اندازی بود که چگالی جواتیسمش بالا بود و همه جک جواتا داشتن توش برف بازی میکردن ما هم به جرگه همونا پیوستیم و تا تونستیم به هم حمله کردیم.این دوتا هم واسه من کم نذاشتن با هم متحد شدن علیه من و یکیشون با گوله برف میزد تو سرم اون یکی کل برفای روی کوه  رو پارو میکرد میریخت توی یقه پلیورم!18.gif

یه بازی ای هم بود اون بقل واسه بچه ها که مردم بچه هاشونو گره میزدن به یه کش بعد مثل تیر کمون پرتابشون میکردن هوا بعد این بچه هه هی وسط زمین و هوا میموند و ذوق میکرد! ما با وجود اینکه اصلا و ابدا گشنمون نبود و تازه ناهار خورده بودیم و اصلا هم جا نداشتیم و اصلا اومده بودیم کوه که یه نمه پیاده روی کنیم که چاق نشیم کلی ذرت مکزیکی خوردیم با آویشن اضافه..خلاصه که خیلی خوش گذشت و حسابی حال داد.20.gif

امروزم با کمال ناباوری رفتیم دانشگاه و دیدیم که بعله..19 واحدی که گرفتیم صاف سر جاشه! و صف بانکم خلوته!! و خیلی زودم همه کارامون تموم شد!!! و خیلی راحت بدون ذره ای خستگی داریم بر میگردیم خونمون!!!!میترسم یه موقع خوشی بزنه زیر دلمون اصلا کل حس و حال این دانشگاه با جدال و زد و خورد توی صف انتخاب واحدش بود که این از خدا بی خبرا این یکیم فیلتر کردن رفت!31.gif

خدا رو شکر نمره معادلاتمونم زده بودن و خدا رو صد هزار مرتبه شکر نمره مقاومت مصالح رو نزده بودن که با خیال راحت تعطیلاتو با حالت بشکن و بالا بنداز و قر کمر وسط لاله زار بگذرونیم!35.gif

حالا بازم به کوری چشم بعضیا که یکنواختی زندگی هی مرتبا براشون افسردگی میاره داریم برنامه میریزیم که پاشیم بریم مشهد!09.gif

جونم براتون بگه که ما هنوز در جدال و درگیری به سر میبریم...همچنان باید از بین موچین و مامانمون یکی رو انتخاب کنیم!انتخاب موچین برابر است با کارتن خواب شدن من چون مامان من هی میگه اگه ابروهاتو بر داری دیگه راهت نمیدم تو خونه!بابامم که میگه ابروهاتو بر داری مثل این زارع میشی که موهای شهره اینا رو آرایش میکنه26.gif..عمه هه هم که قرار بود منو درستم کنه که مثه اینکه گلدون کریستالی چیزی از مامانم به عنوان حق الابرو گرفته که ابروهای منو بر نداره بعدش میگم واسه چی بر نمیداری اینا رو؟یه کم بالاشو صاف کن دیگه حله مسله...میگه نه وقتی خواستی عروسی کنی برات درست میکنم!!اینا جدی جو گیر شدن فکر کردن من دختر قجریم که ابروهام پیوسته باشه!بابا من پسرما اصلا حواستون هست؟!تازه اصلا هم ابروهام به هم حتی وصل نیست!زورشون میاد یه کم این بالای اینو که عین ابروهای عمو جغد شاخداره صاف کنن!..حالا منم تحفه!29.gifاینا فکر میکنن من الان ابروهه رو که بر دارم دیگه لوند میشم و ملت خودکشی میکنن از اطراف و هی میمیرن و نرخ رشد جمعیت هم به دلایل گوناگون منفی میشه!(تذکر:کلمه گوناگون مملو از ايهامه)04.gif

همین دیگه!خبر دیگه ای هم نیست فعلا... به علت تعطیلات سعی میکنم دفعه بعدی رو زدوتر آپدیت کنم تا حالتون زود به زود گرفته بشه16.gif..فعلا تا بعد10.gif23.gif

 

/ 19 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
aftabeh be dast

ei ke kharab she in terooon! ke har nekbati mes eto ro ra nadan toosh avalan!!!

aftabeh be dast

ei baba malang jan! inja ham ke pore toe!!!! hala khodemoonim! mano to o malang! in bazia kian oonvaght!!!!( hei hei khodamo ghati kardam manam!:-D)!

یلدا دخمر گل

حالا ديگه به کوری چشم بنده نه؟!!! ميگم تو هيچ وقت الکی کسی رو دعوت نميکردی اينبار عنر عنر پاشدی اومدی وبلاگ من ميگی بيا وبلاگم آپديت شده پاشو بيا سر بزن.. نگو هی وبلاگت رو با اسم من تزئين کردی ميخواستی من بيام نظر بدم... خوب شده فقط رنگ لينکش رو عوض کن خوشگل تر ميشه.. يه کم هم فونتش رو بزرگتر کن ديگه عالی ميشه.. تو خجالت نميکشی ميخوای اين ابروهات رو برداری؟!! ناسلامتی پسر اين مملکتی مگه دختر اقدس خانمی که يواشکی بری ابروهات رو برداری؟!! من اگه جای بابا مامانت بودم اگه يه روزی ميديدم اين کار خلاف شرع رو انجام دادی با جفت دستام چشمات رو .... (اين سه نقطه کلی ايهام توشه) خلاصه از ما گفتن بود.....

منگوله

دهاااااااااا! عمه ات راست ميگه خب .. چه معنی ميده پسر قيل از ازدواج اصلاح کنه ... انوخ ميگن پسر نيست! :)) ... تازشم شما تهران نيستيننن؟ ... من چرا تا حالا فک ميکردم تهرانيد؟ .... حالا بيخيال مشهد ميريد به آقا سلام برسون بگو خيلی ميخوامش به مولا!! :))

منگوله

این برادر منم همیشه منو اسیر میکنه ابروهاشو بردارم واسش! دوره آخر زمونه! ولی حالا واسه ابروهای تو بذا ببینم چیزی به ذهنم میرسه! ببين منو ... مويز ببند به سيبيلات سربالا واسّه .. بعد سيبيلاتو با موهای مماخت پيوند بده، بعدش اونا رو ببند به مژه هات و در آخر مژه هاتو گره بزن به ابروهات ... اينکارارو که کردی صورتت میشه یه گُله مو ... اونوخته که مامانت وحشت میکنه و خودش با دستای خودش تيغو برميداره و ميوفته به جون صورتت ... بعدش که ميدونی چی ميشه؟ باریکلا... همه موهای صورتت من جمله ابروهات مرخص میشن به سلومتی... حالا درسته یه نموره شبیه بعبو میشی اما در عوض نمیگی مادرت راضی بوده؟ .. این خیلی مهمه! مادران روی بهشت وامیستن! اونوخ تو میخوای به خاطر چارتا شیوید ابرو دلشو بشکنیییی؟!!

منگوله

اين از کامنتا ... حساب بی حساب... لينکتم ميذارم ... :) .. فقط به خاطر اينکه مديون کسی نباشم ..:))‌

aluche

به به ذرت مکزيکی!!!

سونيا

وبلاگ آدم ضايع کنيه؟ بيچاره بعضيا!

سونيا

راجع به ابروهاتم... گاماس گاماس! ينی يهويی همشو برندار! يه ذره يه ذره کم پشتششون کن! اينم از راهنمايی من! راستی حق المشاوره يادت نره!

Ani

بابا بيا خودم ابروهاتو درست ميکنم زيادم تغيير نميکنی..پولم نميگيرم ازت خوبه...اون زاره ه..نه زارع..کشاورز که نيست..فقط يه کم اوا تشريف داره..