ننگين ترين واقعه در تاريخ خونه ما!

عرض شود که ما همچنان زنده ایم و نه تنها نفس میکشیم بلکه کارای خارق العاده ی دیگه ای هم میکنیم و به کوری و شوری و زشتی و کجی و نفرت انگیزی و بزغاله ای چشم حسودان بد گهر و عنودان بد طینت هنوز آدمیم!09.gif<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

پدر معظمه و مادر مکرمه قصد داشتن که عین شهره برند زیارت امام رضا!...و ما هم به صورت نمادین و کاملا تصنعی باز به نشانه اعتراض در وسط سالن پذیرایی کشف حجاب کردیم و الکی اعتراض کردیم تا شاید یه امتیاز چاه نفتی،زمین 6 دونگی،بی ام و ای چیزی بهمون بدن تا ساکت بشیم و بذاریم اونا برن زیارت!....این بود که پس از اعتراضات گسترده ما پدر خان حاضر شد که بر سر میز مذاکره بشینه و جلسه ای در وسط آشپزخونه تشکیل دادیم که قاضی بابام بود و شاکی هم من و وکیل مدافع من هم مامانم!

این شد که ما طی مذاکرات گسترده ای که طی ساعت ها انجام شد یه عهد نامه ای رو به امضای آقای پدر رسوندیم که شرح آن از قرار زیر است:

 

به نام خدا

اینجانب بابای نیما به موجب بند ج قانون حقوق بشر،صادره از آمریکای جهان خوار،تعهد میکنم که امتیازات ذیل به پسرم،نیما دینگالیگا تعلق بگیرد و از امضای این عهد نامه رضایت کامل داشته و می باشم!

مفاد عهد نامه به شرح زیر است:

1-    نیما به مدت یک سال معاف از بردن سطل آشغال به درب منزل بوده و این مدت،اگر از طرف شاکی تمدید شود،من حق هیچ اعتراضی را نداشته و ندارم!

2-    برای ایجاد روحیه ای شاد و خوشحال در فرزند دلبندم،یک کارواش اختصاصی برایش اجاره میکنم تا دچار افسردگی ناشی از کثیف بودن خودرو نگردد!

3-    در مدت عدم حضور من در خانه،نیما حق هر کثافت کاری ای- اعم از مشروع یا نامشروع-را دارا بوده و پس از رجعت به منزل حق هیچگونه اعتراضی را نداشته و نخواهم داشت!!

4- جهنم و ضرر!برای تضمین سه بند فوق یک چک سفید امضا ضمیمه این عهد نامه میکنم که در صورت تخلف من،نیما حق داشته باشد به هر مقدار و میزان از حساب خودش پول برداشت کند!!!

 

امضا:بابای نیما!!

 

حالا درسته که بعدا این عهد نامه توسط بابای من خورده میشه و به جای اسم خودش هیچی ازش باقی نمی مونه اما خب به هر حال ما سعی خودمونو کردیم!

میگن تلاش کنین که نگین تلاش نکردین بعدش اگه نشد بگین خب من تلاشمو کردم!!فهمیدین؟!30.gif

و اینگونه بود که ما از روز یکشنبه تا همین لحظه که از توی آشپزخونه میایم در تهنایی! و غربت!! و افسردگی؟!!! به سر میبریم و کلی هم خوشحالیم واسه خودمون و نه تنها هی کلیپ عربی میبینیم،بلکه عربی هم میرقصیم و این مناظر چندش آورترین و منفور ترین و نفرت انگیز ترین صحنه های مبتذل دنیاست که در هیچ کانالی-اعم از پورن یا تله شاپ – پخشش نمیکنن!
جونم واستون بگه که الان داشتم ماکارونی می پزیدم و صدای تلویزیون هم تا آسمون بلند بود واسه خودش!تلفن هم که روی انسرینگه و ما محل سگ هم نمیذاریم به ملت!..اما دیدیم دوست قدیدیمونه زنگ زده و روی احسان جون(جیمشو مثل اصفهانیا بخونین) رو نمیشه زمین گذاشت این بود که طبق معمول و روال برنامه به مدت یک ساعت و اندی مشغول هرهر و کرکر با فرد مذکور شدیم و در آخر هم ماکارونی ها ته گرفت اما ارزششو داشت!به خدا آدم روحیه میگیره با این بشر حرف میزنه بسکه ماهه!...دوستاش درختای دانشگاه صنعتی رو آتیش زده بودند آخه!!18.gif

گفته بودم درس و مخش دارما،ما هفته پیش کویز دینامیک داشته بودیم.بعدش من هی خودمو خفه کردم دیدم انگار کاه هم بارم نیست گفتم خدا بزرگه!مگه تا الان که ترم چهاریم چیکار کردیم؟!بقیشم میگذره دیگه..این بود که توکل کردیم به فرشید و سر کویز نه تنها من،بلکه کل ردیف یعنی معادل 15-16 نفر از روی دست فرشید نوشتیم جواب سواله رو..بعدشم استاد سوالو حل کرد دیدیم هممون به جای اینکه جوابو بنویسیم 1 نوشتیم 4/1!05.gif..و اینجوری میشه که زندگی کلی زیبا میشه و من به صورت متوالی و با دوره تناوب های کاملا منظمی هی له میشم برای تک تکتون که اینقدر به من می لطفید و الطافتون از سر و روی من چیکه میکنه10.gif..

با تشکر مخصوص از همگی،فعلا03.gif

 

/ 55 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
dar be dar

در مورد تقلب هم نياز به تعليم نزد اساتيد فن (بر و بچه مدرسه خرگوش هاي بوشهر ) داري اخه ما ۱۷نفره تقلب ميکنيم يا به عبارتي کل کلاس اون هم با رد و بدل کردن پاسخ هاي يک صفه اي حسابان و فيزيک و..... البته اين کار رو با تجربه ? ساله ـاول راهنمايي تا سوم دبيرستان ـ انجام ميديم و تا حالا ? نفر هم لو نرفته و جواب هم هميشه درست بوده اگه تا حالا لو نرفتيم به خاطر اينه که IQ دبيرا از ما کمتره جلسه خونه ي ما رو هم در بارهي گوجه بخون تا به خودت اميدوار بشي

dar be dar

اگه يخ نزدی من رو خبر کن

آفساید

نیما الهی که من برات له و لورده بشم! حالا چرا آپدیت نمی کنی؟

دیوونه عاشق

الهی که خدا نکنه! تا وقتی ديوونه هست مهندس چرا بميره!‌ آقا مهندس يه وقت نبينم اين حرف رو زدی ها؟ اوکی...تشکر از کامنتت!ممنون! خوش باشی

دیوونه عاشق

آقا صداتون ضعيف مياد! آنتن نميده...آنتن نميده! مرده شور صاايران رو ببرند...خوب برو يه سامسونگ بگير ديگه اه...! انشالا...انشاالا... ميدونی که من گول کامنتش رو خوردم و وبلاگ ساختم!‌آخه کامنت گذاشتنش قشنگ بود... نظرت رو خلاصه بگو داداش گل... ممنون خوش باشی

mat

خيلی بدی! الهی که له شی!اون آدرسی که قرار بود به من بدی چی شد؟

dokhtare tanha

احتمالا همون ای کيو هه ايراد داره ولی به جان خودم چشام سالمه من به روزم يه سر بزن ميبينی....

hossein

نيما جان،سلام. آقاجون،چه بخای چه نخای من لينکت رو گذاشتم (همينه که هست!!مشکلی داری؟؟)فقط بيا بگو اسم وبلاگت و بذارم يا اسم خودتو.امری باشه؟؟

nasim

سلام خوبی...به روز شدم ۲ بار سر بزنی ممنون ميشم