بدون خيار شور!

ما خبر مرگمون امروز امتحان میان ترم مقاومت مصالح داشتیم.سه چهار روز بود که هی تو سر و مغزمون زدیم و یقه مونو جر دادیم بلکه بتونیم سر جلسه یه عرض اندامی بکنیم....امتحانمونم ساعت 1 بعد از ظهر بود.من کلاس صبحمو دودر کردم و کلاس ساعت 1 تا 3 رو هم چون آزمایشگاه بود ساعت 10 تا 12 رفتم که غیبت نخورم چون آقاهه گفته بود اگه غایب کنین بهتون 10 بیشتر نمیدم!19.gif<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خلاصه!..تا ساعت 11.5 هم توی اون کلاسه موندیم و بعدش راهی تریای دانشگاه شدیم که دیدیم درش تختس و کان لم یکن تلقی شده و همه اسباباشونم جمع کردن.نگو که قراردادشون با دانشگاه تموم شده بوده رفتن خونه هاشون!....ما موندیم و یه شکم خالی و تنها گزینه موجود:

تریای خواهران!11.gif15.gif

اولش هی من به بچه ها گفتم بابا بیاین بریم دم در یه کیک بگیریم کوفت کنیم،بعدشم خودم جواب دادم که با مقدار کالری که توی یه دونه کیک هست حتی نمیشه امتحان نقاشی بدی چه برسه به اینکه ما باید در برابر مصالح مقاومت میکردیم!02.gif....باز عقلمو با خودش جمع کردم دیدم چاره ای نیست!مرگ یه بار شیونم یه بار(الان خیلی ربط داره به مسله)...سینه سپر13.gif شکم تو19.gif سر بالا 20.gifبه طرف تریای خواهران همی راهی شدیم!15.gif... منم که نخود هر آش!! عنر عنر عین بزغاله زرت رفتم توی تریای بانوان!05.gif

...اولش خلوت بود کلا شاید سه نفر هم اونجا نبودن...سفارش ساندویچ واسه خودمو بچه ها رو دادم و عین یه بچه خوب و مودب رفتم یه کناری واسه خودم واسادم!21.gif...یه هو عین رعد و برق اون دختر خل و چله گروه کامپیوتر با اون دوست مظلومش وارد شدن11.gif.....دختر خله رفت دوتا دستشو گذاشت روی شیشه یخچال و دماغشم چسبوند به شیشه و هی هوار کشید میگفت:وای چیپس پرینگلز!35.gifوای کیت کت!35.gifوای وای نوشابه!!وای رانی پرتغال!35.gif..اون دوستشم با چشمای گرد از حدقه در اومده فقط نگاه میکرد11.gif11.gif!..بعدشم اون وسط یه عالمه جیغ و داد و هوار کرد و ورجه ورجه کرد تا یه هو دید من در انزوای اونجا عین کرگدن واسادم!...هاج و واج نگاه کرده میگه:مگه اینجا زنونه نیست31.gif؟!(مگه حمومه؟!18.gif)...بعدشم جیغ کشون به دوست ساکته گفت واسا غذا بگیر من بیرون میمونم!...آقا این پاشو نذاشته بود بیرون یه دفعه یه گله دختر از آسمون ریختن توی این تریاهه!اینجا هم کوچولوه اصلا خود منم به زور توش جا شده بودم!..حالا یکی اون وسط هوار میکشید میگفت سفارش من کو؟اون یکی میگفت واسه چی شما چیپس و پنیر نمیارین بدین ما بخوریم؟اون یکی میگفت ساندویچ من سس نداره بعد آقا ساندویچیه میخواست از رو سر هزار نفر سس بریزه لای نون ساندویچی خانومه که چهارصد متر عقب تر واساده بود به جاش میریخت رو سر من!اون یکی اون وسط میخواست خط لبشو تجدید کنه میزدن زیر دستش دور چشمش خط میکشید!چسب دماغ این یکی چسبیده بود به مقنعه اون یکی..منم اون میون عین زرافه واساده بودم!15.gifحالا چه شکلی؟...انتظار دارید یه دانشجوی مکانیک روز امتحان مقاومت مصالح چه شکلی باشه؟...رابینسون کروزویه چقدرکلکثیف بود تو اون جزیره هه؟!منم تو مایه های همون!موی بلند روی سیاه ریش نزده واهو واهو واه!26.gif...این دخترا هم همشون یه دفعه یادشون افتاده بود که میتونن به جای سلف برن تریا همشون دور من حلقه زده بودن و یه ریز جیغ میزدن عین جوجه گنجیشک غذا میخواستن!..خلاصه با یه بدبختی(حالا یعنی بدبختی!)ساندویچ گرفتیم کوفت کردیم که خدا میدونه!....34.gif

بعدشم استادمون اومد سر جلسه گفت امتحان اینقدر آسونه اما خوشحال نشید تلافیشو توی پایان ترم سرتون در میارم...بعد هم 4 تا سوال گذاشت جلومون که فقط میتونستیم بزنیم و برقصیم17.gif!!یزید اقلا آب رو بسته بود روی امام حسین خب میتونستن برن تریای خواهران آب معدنی بخرن اما ما چی؟هیچ راه فراری نبود!....منم دیدم کاملا مستاصلم و به جز سوال 4 هیچ کدومشو حل نکردم دست به شلوار مهران شدم!...من کلا از تقلب کردن خیلی میترسم اصلا استعدادشو ندارم عین بقیه کارا...اما اینبار چیزی نمونده بود که بشه از دست بدی25.gif...خلاصه هی مهران07.gif مهران 07.gifکردم تا بهم تقلب بده...بیچاره دیکته میکرد که من بنویسم اما از اونجا که من هم کورم هم کرم هم نفهم هی نمیگرفتم چی میگه!30.gif...خلاصه یکی از سوالا رو که پرسیدم و نوشتم سوال دومی رو داشتم میپرسیدم که استاده اومد ورقه مهرانو ازش گرفت!02.gif..طفلک هنوز یه سوالاش مونده بود.(خاک تو سرت کنن با اين امتحان دادنت!)

خلاصه که زندگی ای داریم ما به چه خشنگی!...04.gif

مرسی تحمل کردین...ایشالا همه امتحاناتونو با مهران بدید تا عین من رستگار شوید...تا بعد10.gif23.gif

/ 17 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانوی ايرانی

نيما٬خاله جون همچينم بد نگذشته ها!!!بچه جون درس بخون حسابی که محتاج مهران و کفار و بلاد کفار نشی..............

aftabeh be dast

khob! khoshhalam ke taze fahmidi man har rooz too che sharaiete nagovari be sar mibaram... badesham inke dast be shalvare digari shodan az har nazar ba shounate akhlaghi moghaierat dare! oonam toomohite farhangi e danechka!

asal

خجالت هم خوب چيزيه والا. رفته اين همه ديد انداخته غر هم ميزنه.می رفتی همون کيکت رو ميدادی بالا که گرفتار گنگيشا نشی.خوبه والا انقدر هيزی کرده که حتی خط لب مخمرهای معصوم بيچاره رو که خبر از وجود اين گرگ بی تربيت کثيف نشسته نداشتن رو هم ديده. به مامانت ميگم م م م م م بندازدت تو دشویی که اصلاح بشي

محمد

سلام . ۱- پايين وبلاگم رو درست کردم تا ديگه غر نزنی (زبون) ۲- تو از کجا يادته که من متولد تير بودم ؟ ( معلومه که تو خيلی با معرفت تر از منی ها !!! ) ۳- مگه ديناميک پيش نياز سيالات نيست ؟ تازه اگرم نباشه که نمی تونی سيالات و ديناميک رو باهم بگيری ( خيلی سختــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه بابا !!! ) ۴- از ساحل هم خبری ندارم ( ديگه از خيلی ها خبر ندارم !‌ ) ... همين ديگه . خوش باشی عزيز

سونيا

قلمت خيلی خوبه...ادامه بده...شاد باشی

phoenix

بابا آدم تو بزرگ راه پشت ژيان گير کنه لای چهار تا ضعيفه گير نکنه.واقعا که صبر ايوب داری.

ماهی دودی

haba haba!سری بعدی امتحان داشتی گشنه بودی من میرم بجات تریا غذا میگیرم!

sara

بابا ايول .بی مزه

britney

سلام اقا من که قبلا نظرمو بهت گفتم با اجازه تون ديگه نمی گم همونه ديگه می ترسم يه بار ديگه بگم اونوقت يه جاهايی از نظرم تغيير کنه اونوقت لو بره دوگانگی ارزشی دارم این دوستمون حسابس آنتی فمینیسم ده ها تاثیره توphoenix

پیتزا و ساندویچ کامل

یک پیتزای خوب میتونه کامل باشه یک ساندویچ خوب میتونه کامل باشه هدیه کامل به شما: 20% تخفیف جهت پذیرایی تا 30 نفر از مهمانان در روز تولدتان. کامل = کاملا خوشمزه [دست]